شرط عشق

نویسنده : HaDis سه شنبه 11 مهر 1391 08:24 ب.ظ  •   

دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت وبستری شد , نامزد وی به عیادتش رفت  و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید . بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند . مرد جوان عصا زنان به عیادت نامزدش می رفت و از درد چشم می نالید . موعد عروسی فرا رسید .  زن نگران صورت خود که آبله آن را از شکل انداخته بود و شوهر هم که کور شده بود . مردم می گفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد . بیست سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت . مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود . همه تعجب کردند . مرد گفت :" من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم ".


آخرین ویرایش: - -


 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات