مکالمه ی باحال

نویسنده : Moeineh شنبه 22 مهر 1391 09:12 ب.ظ  •   

علی: سلام دانیال جون خوبی داداش از این طرفا!!!!!!!

دانیال: به به سلام علی جون چه خبر؟

علی: چاکرم خانومت و دختر کوچولوت چطورن؟

دانیال: خوبن. اتفاقا معصومه و پارمیدا هم خیلی دوست دارن تو رو ببینن.

علی : آره منم همینطور. آخ که اگه من اون پارمیدای خوشگل و نازتو ببینم، می نشونمش توی بغلم و یه دل سیر ماچش می کنم و حسابی اون چشمای قشنگشو می بوسم.

وای که چه موهای لختی داره پارمیدا.
آدم دوست داره دستشو بکنه لای موهاش. با اینکه فقط
عکسشو دیدما، ولی عاشقش شدم. وای که این پارمیدا
چقدر ناز و خوردنیه! باور کن ببینمش اصن نمی ذارم
از توی بغلم تکون …
دانیال: ببین ادامه نده. پارمیدا اسم زنمه! اسم دخترم معصومه ست!


آخرین ویرایش: - -


 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات